جعفر الخياط ( مترجم : فرهنگ / تدوين : الخليلى )

50

موسوعة العتبات المقدسة ( مدينة / مكة ) ( مكه و مدينه از ديدگاه جهانگردان اروپايى ) ( فارسى )

نتوانسته‌اند مانعى در برابر شرابخوارى و ديگر هرزگيهاى مكّيان گردند . و مىگويد همواره ناوگان و كشتيهاى هندى ( و به تعبير صحيح‌تر انگليسى ) مقدار زيادى شراب را در بشكه‌هاى بزرگ به مكه حمل كرده ، و اين مايع مسكر را مكّيان پس از مخلوط كردن با شكر و عصارهء دارچين كه به نام « ماء الدارجينى » شهرت دارد مىنوشند و عادت شرابخوارى را مىتوان در ميان شرفاى مكه و جدّه و بازرگانان متموّل و ديگر مردمان ( حتى محترم ) يافت . اينان شرابخوارى خود را اين گونه توجيه مىكنند كه اين مشروب ، خمر يا براندى نمىباشد . و اين در حالى است كه ديگر مردمان تهىدست ، كه قدرت خريد اين گونه شراب گرانقيمت را ندارند ، به نوشيدن نوعى شراب كه از تخمير مويز در طائف ساخته مىشود مىپردازند ، اما مردمان فقير تنها شراب بوزه را مىنوشند . بورخارت مىگويد مدتى كه در طائف بوده ، مشاهده كرده كه يكى از تركانِ همراه محمد على پاشا خديو مصر ، شراب براندى را از راه تقطير انگور تهيه كرده و هر بطرى آن را بطور علنى به قيمت 40 قرش مىفروخته است . از ديگر دست و دلبازيهاى مكّيان كه بورخارت به آن اشاره دارد ، همانا خريد كنيزكان حبشى به منظور استمتاع و هوسرانى و پرداخت پول مىباشد . بورخارت مىگويد در شهرى مثل مكه فروش مشروبات الكلى علنى بوده و حتى در نزديكى مسجدالحرام به فروش مىرسد . علاوه بر اين كشيدن حشيش و قماربازى از ويژگيهاى تمامى قهوه‌خانه‌هاى شهرهاى عربى است ، و اين رواج برغم منعى است كه قرآن كريم از آلودگى به انواع قمار نموده است . ليكن بورخارت برغم اشاره به اين صفات ناپسند ، به صفات پسنديدهء مردمان مكّه مثل سخاوت و كرم و مهمان‌نوازى و كمك به غريبان و دورى